ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

485

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

از بيست و يك سال داشتند ، شش نفر تلف شدند . در مورد چند نفر از اينها بيمارى چنان پيشرفت داشت كه من فقط با درخواست كتبى بيماران كه مرا از قيد هر نوع مسؤوليتى آزاد مىكرد به عمل دست بردم . در اينجا ترجمهء تحت اللفظى يكى از اين درخواستها را ذكر مىكنم : « بعد از اينكه فدوى چندين سال متوالى سخت از سوزاك عذاب كشيده و حال شنيده است كه اين ناراحتى در تهران با توسل به جراحى درمان مىشود شخصا به حضور حكيم پولاك نمساوى ، طبيب عاليمقام كه هر وقت بخواهد به حضور خاقان بار مىيابد و طبيب مخصوص شاهنشاه ارواحنا فداه ، روح العالمين است رسيد ، حكيمى كه هوش افلاطون و عقل و منطق ارسطو و تجربهء جالينوس را در خود جمع دارد و مستدعى است كه به علاج وى بپردازد . بدين وسيله اقرار دارد كه خود خواهان آن است كه عمل جراحى در مورد او انجام گيرد و به سرنوشت و قضائى كه احدى را از آن ، قدرت سرپيچى نيست تسليم است و خونش به گردن خودش است . پس از انتقام خون و وراث و همچنين پول خون به هيچ وجه صحبتى در ميان نخواهد بود و مسؤوليت كليهء عواقب اين عمل به عهدهء خود اينجانب است . » ( جاى مهر عباسعلى و مهر نوه‌هايش و دو آخوند ديگر ) آنچه كار جراحى را گاه بر من مشكل مىكرد فقدان دستياران آزموده بود . اغلب خدمه‌اى در كنار من بودند كه با ديدن خون پس مىافتادند . در ضمن عمل يكى از كودكان هيچ دستيار ديگرى پيدا نكردم مگر ميرغضب ؛ اما او هم در حين عمل به حال بيهوشى افتاد . هنگامى كه بعد بزدليش را به رخش كشيدم در جواب گفت : « من فقط موقعى مىتوانم به خون نگاه كنم كه خود آن را ريخته باشم نه اينكه ديگرى مسبب خونريزى باشد . » از طرف ديگر عمل سنگ كه تا اندازه‌اى با مهارت انجام شده باشد كارى چندان سختتر از باز كردن سر قرحه‌اى در اروپا نيست ، زيرا تقريبا با دقت رياضى مىتوان گفت كه بيمار در روز چهاردهم يا پانزدهم شفا خواهد يافت . تب ناشى از زخم اندك است ؛ همان از روز دوم يا سوم اشتهاى بيمار سر جايش مىآيد و معالجات بعدى ديگر تا حد صفر تقليل مىيابد . اغلب ديده مىشود كه بچه‌ها با زخمهاى باز بر روى پشت‌بامها بازى مىكنند بىآنكه از اين طريق جريان شفا يافتن دچار خسران گردد يا به تأخير بيفتد . سلس البول فقط در سه مورد ديده شد ، دو مرد و يك زن ؛ در يكى از آن موارد بر اثر افراط در خوراندن آب انار فراوان و ماست ابتدا ادرار بند آمد و بعد بهبود حاصل شد . ادرار خونى سواى آنكه همراه سنگ مثانه باشد در نزد بسيارى از كسان كه از زيارت كربلا بازمىگردند ديده مىشود . با وقفه‌هاى چند ماهه اين بيمارى تا دو سال هم طول مىكشد بدون اينكه مزاحمتهاى شديدى ايجاد كند و آنگاه خودبخود متوقف مىشود : و اين پديده‌اى است اسرارآميز كه لارى « 36 » هم با آن ، نزد سربازان فرانسوى كه براى جنگ به مصر رفته بودند ،

--> ( 36 ) . Larray